تبليغاتX
ܓܨܓ..::شبگرد کوچه عشق::..ܓܨܓ
در برابر شکست تسلیم نشو,با شکست شکسته نشو,بلکه شکست را بشکن.

پرسيدم: چطور مي توان بهتر زندگي كرد؟

جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،

 

با اعتماد، زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو..


ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

 

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

 

شك هايت را باور نكن و هيچگاه به باورهايت شك نكن.

 

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد كه چطور زندگي كنيد


مهم اين نيست كه قشنگ باشي ، قشنگ اين است كه مهم باشي! حتي براي يك نفر

 

مهم نيست شير باشي يا آهو، مهم اين است با تمام توان شروع به دويدن كني

 

كوچك باش و عاشق.. كه عشق ميداند آئين بزرگ كردنت را


بگذارعشق خاصيت تو باشد نه رابطه خاص تو باكسي

 

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن 


فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست


نلسون ماندلا

+ رد پای مانده در   جمعه 9 اردیبهشت1390ساعت 19:45  توسط ܓܨتنهاܓ | 


عشق بنظرمن یه دروغ بزرگه


البته اگه دروغ نباشه من خودم طرفدارشم


یعنی من عاشق عاشق بودنم


اینکه ازجون کسی رودوست داشته باشه خیلی قشنگه


اینکه بخوای همه چیزتوپای کسی بذاری قشنگه


ولی حیف حیف که کسی لیاقتشونداره


قضیه اینه


پس بهتره عشق یه دروغ باشه این عقیده من


امتحان دارم که اپ نمیکنم ببخشیددیگه

+ رد پای مانده در   سه شنبه 16 فروردین1390ساعت 21:13  توسط ܓܨتنهاܓ | 



گل نازم
تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز
گل این باغ بی نام و نشون باش
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

گل ناز آسمونم بی ستاره است
مثه ابرا دل من پاره پاره ست
دوباره عطر تو پیچیده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

گل نازم بگو بارون بباره
که چشماتو به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

آه ...


 
+ رد پای مانده در   دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 21:58  توسط ܓܨتنهاܓ | 

شب عشق است و هر کس دست یار خویش می بوسد

غریبم.بی کسم.من دست غم.غم دست من می بوسد

+ رد پای مانده در   سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 20:59  توسط ܓܨتنهاܓ | 
امروز فهمیدم چند سالمه ...

یعنی تا حالا دقت نکرده بودم که دیگه ازم سنی گذشته و ...

نمیدونم شاید اتفاقی که برام افتاد باعث شد همه چیز برام یکنواخت بشه و من بی تفاوت نسبت به همه چیز ...

آخ که این شعر چقدر برام معنی دار شده :

مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز

جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی

+ رد پای مانده در   دوشنبه 25 بهمن1389ساعت 22:11  توسط ܓܨتنهاܓ | 

شهادت حسینى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خویش قیام كرده است... امام حسین‏علیه السلام از مقوله دیگرى است؛ او نیامده است كه دشمن را با زور شمشیر بشكند و خود پیروز شود، و بعد موفق نشده و یا در یك تصادف یا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. این‏طور نیست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشیند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خویشتن را انتخاب كرده است... امام حسین‏علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است.

سمبل شهادت حسینى در این تعریف، تنها سلاح پیروز است. البته شهادت حسینى شرایط ویژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گیر مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگین كارگر نمى‏افتد؛ حسین با همه دانایى به عدم توانایى خود در پیروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پیشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.

ثمره شهادت امام حسین‏علیه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هویّت اصیل اسلامى و زدن داغ رسوایى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بر پیشانى كریه حكومت یزید است.

در شهادت حسینى، وظیفه اولیه اسلامى براى یارى دین خدا، شهادت است؛ در این جا مجاهد فى‏سبیل‏الله با شهادت خود، دین خدا را یارى مى‏كند. شهادت عمار یاسر نیز از این قبیل است؛ لیكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسین‏علیه السلام به دلایلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

دکتر علی شریعتی

 

+ رد پای مانده در   دوشنبه 22 آذر1389ساعت 23:18  توسط ܓܨتنهاܓ | 

چقدر به تو نزدیکم...

تنها دو وجب و نیم

آنهم با وجب من

کاش مقیاس نقشه ی دیواری ام کوچک تر ازاین بود ...

             

+ رد پای مانده در   پنجشنبه 15 مهر1389ساعت 23:22  توسط ܓܨتنهاܓ | 
  دوست داشتم کسی بود که زخم دلم را مرهم می نهاد...

 دوست داشتم کسی بود که قفل دلم را با کلیدی از مهرو محبت باز میکرد...

دوست داشتم کسی بود که مرا همانطور که هستم ...مرا بخاطر خودم دوست می داشت...

 افسوس ... افسوس همان یکبار هم که چنین شخصی را یافتم ...

                            مادرم مرا از خواب بیدار کرد

 
+ رد پای مانده در   چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 11:45  توسط ܓܨتنهاܓ | 
آهنگ جدید و زیبای مهرنوش با نام چشمات … با 3 کیفیت متفاوت …


لينك مستقيم :


آهنگ با كيفيت MP3 128

چشمات …

آهنگ با كيفيت OGG 64

چشمات …

آهنگ با كيفيت WMA 20 مخصوص تلفن همراه

+ رد پای مانده در   دوشنبه 29 شهریور1389ساعت 13:37  توسط ܓܨتنهاܓ | 

تب تلخ فراموشی

                                            تو رو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی

دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا........

چشم دلم کوره

عصای رفتنم سسته

 کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته

خدایاااااااااااااا......

فاصله تا من خودت گفتی که  کوتاهه

از اینجا که من ایستادم

چه قدر تا اسمون راهه من از تکرار بیزارم

از این لبخند پژمرده از این احساس یآسی که تو از خاطرم برده

به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابو

 بگیره از چشمای کورم عذابه کهنه ی  خوابو

چرا گریم نمی گیره مگه قلب من از سنگه

خدایااااااااااااا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه

میخوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره سر راه بهشت من درخت سیب میکاره.

خدایا کمکم کن.

+ رد پای مانده در   یکشنبه 28 شهریور1389ساعت 19:44  توسط ܓܨتنهاܓ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
ديدنت بي تابم كرد
من تشنه ی غرق شدن بودم....... تشنه ی عدم........حتی اگر روح م مدام نهیب می زد :
تو از جنس تازه ی زندگی هستی.........
اما چیزی در من فروریخته بود .........

چیزی شبیه منطق ... شبیه دلیل ... شبیه اثبات!
كه ديگر به اين سادگي ها دست بردار نبود...
من روزها بود که جاودانگی را از یاد برده بودم............و چشمان سیاه ات ، پرغرور ...یک غرق شده ی ... می طلبید...
و طلبیدن تو همانا و غرق شدن بی درنگ من همانا.............اما من در عمق سیاهی چشمان ات ،
... امید یافتم!...............
ساحل از نو پیدا شدن
صبح آغاز بیداری...زنجیر شدم تا پرواز بیاموزم...............
بازي هاي زندگي با من و جنگيدن من با زندگي
رهياب
..........................
متولد 08/06/1366
------------------------
I LOVE YOU

گذرگاه ها
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته سوم فروردین 1390
هفته چهارم بهمن 1389
هفته چهارم آذر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته چهارم شهریور 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته دوم شهریور 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم فروردین 1389
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
آرشيو
محله ها
عاشقانه
برای خودم
عکس
بازی موبایل
کلیپ
نرم افزار موبایل
اس ام اس
شعر
اهنگ
تم گوشی
جک
نرم افزار
نامه های عشقی
داستان
کتابهای الکترونیک در موبایل
محرم
در باره دختران
دانستنیها
در باره پسران
رفیقا
سرجوخه
خسته شدم
دوست داشتی
یاسی
عاشقانه
عسل بانو
آدم کوکـی
where ismyreasontolive
بیا تو عکس
رد پای عشق
تنهام نزار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

اونی که دوستش داری بهش نگو دوستش داری می ره و تنهات ميزاره